المحقق الأردبيلي
69
اصول دين ( فارسى )
يعنى : سهل بن سعد - كه يكى از صحابه است - نقل كرده است كه حضرت رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله گفت روز جنگ خيبر كه : « هرآينه بدهم البته اين علم را فردا به مردى كه بگشايد خداى تعالى اين قلعه را به دستهاى او ؛ دوست دارد آن مرد ، خدا و رسول را و دوست دارد خدا و رسول ، او را » . گفت راوى كه : شب گذرانيدند مردمان و حال آنكه باهم مىگفتند در آن شب كه : « به كه داده شود علم ؟ » . پس چون صباح كردند مردمان ، بامدادان آمدند نزد رسول صلى اللّه عليه و آله و هريك از ايشان اميد داشتند كه علم را به او دهند . پس گفت رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله : « كجاست على بن ابى طالب ؟ » پس گفتند مردمان كه : يا رسول اللّه ! چشمهاى او درد مىكند . گفت حضرت صلى اللّه عليه و آله : « پس بفرستيد به سوى او كسى ، و طلب او كنيد » . پس كسى رفت و حضرت على را آورد . پس بينداخت آب دهن را رسول اللّه در چشمهاى على ؛ سپس درد و الم آن حضرت به نوعى دفع شد كه گويا هرگز نداشته است . سپس داد پيغمبر به على علم را و او را فرستاد . و تتمّهء خبر جهت شهرت و اختصار و كفايت اين در مدّعا ، نقل نشد . و در بسيارى از طرق اين خبر مذكور است كه اوّل علم را به أبى بكر داد و او گريخته برگشت . و بعد از آن به عمر داد . او نيز چنين كرد . پس فرمود : و لأعطينّ تا آخر « 1 » .
--> ( 1 ) . الإرشاد ، ج 1 ، ص 125 - 126 .